دلخــــــوشی

نمی دونی؟شبـــــا تا صبحـــــــ

تـــــــــــــــو خواب بودی و من محو چشات بودمــــــــــ

نمی دونـــــــــــــــــــــــــــــی

ولی آرومــــــــــــــ همش از ناز چشمـــــــــــای تـــــــــــــو می خوندم

هستیمو دنیامو، پای تـــــــــــــــــو می ذارم

این بهترین دل خوشیمه که تو رو دارم

قسم خوردم برای عشق پاکتـــــــــ

بشم اونی که میبینی تو خوابتـــــــ

فقط می خوام تـــــــــــــو باشی تو این دنیا کنارم

این بهترین دل خوشیمه که تورو دارم

تو می دونیــــــــــــــــــــــ

چه حالیم ار اینکه توی این دنیا فقط تورو دارم

تا وقتی که نفس دارم واست چیزی از این عشق کم نمیزارم

یه لحظه ام سخته ،بدون تو بودن این بهترین دل خوشیمه که تورو دارم

قسم خوردم برای عشق پاکت

بشم اونی که میبینی تو خوابت

فقط می خوام تو باشی تو این دنیا کنارم

این بهترین دل خوشیمه که تورو دارم

***

قسم خوردم برای عشق پاکت

بشم اونی که میبینی تو خوابت

فقط می خوام تو باشی تو این دنیا کنارم

این بهترین دل خوشیمه که تورو دارمـــــ


خواننده:علیرضا نیاک

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
arash

عشق شکل لب های توست و من شهوت بی سروته یک آغوشم وبلاگت بسیار زیباست

رامین

قالب وبلاگت خیلی قشنگه بعد از این همه وقت یه تغییر لازم بود[چشمک] آفرین[گل]

چکاوک

سلام عزیزم مرسی که به وبم اومدی.... وبلاگ زیبایی داری مطالبش هم خیلی قشنگه[قلب] بازم افتخار بده[خداحافظ]

ايدا

عزيزَم مَـــن اِسمِ وبَم رويآ بآ صِدآي بُلَنده يَعني روِيآي توي فِكر بآ صِدآي بُلند ممنونَم كِه اومَدي وِبم

المیرا

سلام رویا جون,وبلاگ قشنگی داری,اشعارت خیلی زیبا ودلنشینه موفق باشی دوست نازنینم[ماچ][لبخند][گل]

دوشیزه

سلام عزیزم وبت خیلی خوشمله میسی از اینکه سر زدی[لبخند][نیشخند] بازم پیشم بیا

sharareh

hai vaye man baba web eshgh mani roya khanooommmmmmmmmmmmmmmmm

امیر حسین سقطی

سلام ممنون از اینکه به من سرزدی و نظر گذاشتی . من هم خوندن مطالبت لذت بردم . وقت کردی باز هم به من سر بزن . با تشکر

دوشیزه

من تو را به دلم قول داده بودم نگذار بد قول شوم

حميد زبردست

اگر تمام آنهمه را ديديم و شنيديم اگر لب فرو بستيم و نفسي هم بر نياورديم اگر دست و دل زخمي از اين همه نگفته و درشت شنيده بي زخمه ماند و حرفي و سخني و كلامي نگفتيم گمان مبر كه آن همه درست بود و قبول داشتيم كه قبول داشتن و نداشتن ما گره ايي از كار فرو بسته ما نمي گشايد تنها حرمت گذاشتيم و خون دل خورديم و سينه را از آهي پر از خون انباشتيم تا شايد يك روز يك موسم كه ميدانيم خيلي هم دور نيست از دست و دلي كه نارفيق بود بگوييم و بگوييم: مي توان مثل هيچكس نبود و باشيم