گریه می کنم به حال خویش

 

گریه می کنم به حال خویش...

به خویش من
به خویش عاشق
به خویشی که کاش این طور نبود

گریه می کنم اما باز دلم آشفته است
از
دوری یار
ای دل دیگر تپش نکن
ای اشک دیگر سرازیر نشو

چون دگر فایده ای نیست

من

مرده ام...

/ 1 نظر / 9 بازدید
مهدي

سلام رفيق ممنون كه به وبم سر زدي . لينكت مي كنم . [لبخند][گل]